آمار

شما اینجا هستید

یادنامه

به مناسبت چهلمین روز درگذشت عالمِ عامل، روحانی خدوم، حضرت حجت الاسلام و المسلمین شیخ احمد امین پور(رَحِمَهُ الله)، نکاتی از زندگی سراسر نور ایشان را تقدیم می نماییم. به قلم  محمد تازه مرد ، استاد حوزه علمیه

بسم الله الرحمن الرحیم

إنّا لله و إنّا إلیه راجعون

مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا .

(سوره احزاب آیه 23).

از ميان مؤمنان مردانى‏ اند كه به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا كردند. برخى از آنان به شهادت رسيدند و برخى از آنها در [همين] انتظارند و [هرگز عقيده خود را] تبديل نكردند.

یاد نامه (یادی از استاد)

به مناسبت چهلمین روز درگذشت عالمِ عامل، روحانی خدوم، حضرت حجت الاسلام و المسلمین شیخ احمد امین پور(رَحِمَهُ الله)، نکاتی از زندگی سراسر نور ایشان را تقدیم می نماییم.

ایشان در طول عمر با برکت خویش که از سال 1357 آغاز گردید و تا 12اسفند ماه 1398 هجری شمسی اتمام یافت، هر آنچه از آیات نورانی قرآن کریم و معارف ناب اسلامی، آموخته بودند را جامه ی عمل پوشاندند و انصافاً به لطف خدا و توسل هایی که به ائمه ی اطهار داشتند، توانستند شاگرد خوبی برای مکتب اهل بیت علیهم السلام باشند.

این ادعا را هر کس که ذره ای آشنایی با شخصیت علمی، فرهنگی و اخلاقی ایشان داشته باشد، تأیید می کند و از جلوه های زیبای زندگی ایشان خاطره ها و حرفها دارد که نیاز به مکتوب کردن آنها در یک کتاب می باشد.

در این نوشتار، برخی از ویژگی ها وصفات آن مرحوم، در عمر کوتاه 41 ساله ای که داشتند را به اختصار بیان می کنیم:

اخلاص و انجام وظیفه

ایشان سعی و تلاش وافر داشتند که در تمام شئون زندگی خویش، تصمیمی را اتخاذ کنند که رضایت خدا و اهل بیت در آن باشد.

هر مسئله ای که پیش می آمد، با بزرگان و اهل مشورت، مشاوره می کردند تا به راهی دست پیدا کنند که مرضی خدا باشد و در آن مقطع زمانی، طبق آن تصمیمی که فکر می کردند الآن وظیفه شان هست، عمل می نمودند و در تشخیص وظیفه، خدمت به مردم و طلاب علوم دینی، دغدغه ی اصلی ایشان بود.

برادر بزرگوار ایشان حجت الاسلام و المسلمین شیخ میثم امین پور تعریف می کردند: «با آن مرحوم، همیشه در مورد آینده و کارها و پیشرفت هایی که دیگر رفقا داشتند، با هم حرف می زدیم و بعضی اوقات او را سرزنش میکردم ولی ایشان با طمآنینه و آرامش خاصی که در کلامشان بود، گفت: برادر! من به دنبال تشیخص وظیفه و عمل به آن هستم.

 خیلی دلم می خواهد بدانم وظیفه و تکلیفی که دارم چیست تا به آن عمل کنم؟ اینکه دیگران چه میکنند و چه پیشرفت هایی دارند اصلا برایم مهم نیست! من اگر تشخیص دهم امروز وظیفه ی من جارو کردن مدرسه(حوزه علمیه حضرت امیر المومنین علیه السلام) هست، آن را انجام میدهم و لو ازنظر علمی، از دیگران عقب بمانم، برایم مهم نیست.

 این اواخر که مسئولیت اجرایی را کنار گذاشته بود، به دنبال این بود که ببیند پرداختن به کدام زمینه ی علمی در پیشرفت و ارتقای جامعه مؤثر است تا وارد آن شده و وظیفه ی خود را انجام دهد».

اصلاً سمت ها و عناوین برایش مهم نبود و هرگز به دنبال به دست آوردن میز ریاست یا جایگاه پر اهمیت در چشم دیگران، نبود. هنگامی که با مشورت اهل فن، وظیفه ی خود را تشخیص می داد، هیچ انگیزه ی دیگری نمی توانست نظر او را تغییر دهد.

ادب و احترام به دیگران خصوصا اساتید بزرگوارشان

حجت الاسلام و المسیلمین مرحوم اسماعیلی مدیر سابق حوزه های علمیه منطقه کاشان، بعد از دیدن کار ایشان در معاونت آموزش حوزه علمیه آران و پی بردن به توان اجرایی و خصوصاً استعداد ویژه اش در برنامه ریزی، از ایشان برای همکاری در مرکز مدیرت کاشان دعوت نمودند. بسیاری از رفقا توصیه کردند این دعوت را رد نکند.

امّا آخر الامر ایشان گفتند: باید ببینم نظر حاج آقای ناصریان(موسس حوزه) چیست؟ اگر ایشان موافق  باشند، می پذیرم. چون ایشان حق بزرگی بر گردن اینجانب و روحانیت منطقه دارند. جالب این است که نظرمنفی حاج آقا را غیر مستقیم از برادر بزرگترخودش، شنید و همین سبب شد که هر چند به ظاهر نفع ایشان درقبول دعوت بود ولیکن نپذیرد.

تلاش علمی و فرهنگی

در سال سوم راهنمایی در المپیاد علمی  در سطح منطقه و استان نفر اول شد.

برادر ایشان نقل می کنند: «روزی یکی از رفقای دوران دبیرستانش را که هم اکنون به عنوان مهندس مشغول به فعالیت است را دیدم. سخن از شیخ احمد به میان آمد. گفت: واقعاً استعدادش از همه ی ما بالاتر بود. ما فکر میکردیم لااقل او  مهندسی در حد  مهندسین طرازاول کشور خواهد شد.

رفقایش تعریف میکنند در همان دوران راهنمایی کلاس خصوصی برای ما برگزار میکرد و درس ریاضی را بهتر از استاد برای ما تدریس می کرد. حتی آن قدر مورد اعتماد اساتید آن دوره بود که گاهی رسیدگی به تکالیف دانش آموزان به او محوّل می شد.

در جای دیگری دیدم که در یک مباحثه علمی با دو نفر از رفقا شرکت داشت. شاهد بودم که مسأله را به خوبی تقریر کرد. آن دو نفر بر تقریر ایشان ایراد داشتند. بعد از  نزدیک نیم ساعت بحث، در آخر نتیجه که به دست آمد دقیقاً همان مطالبی بود که مرحوم شیخ احمد در اول بحث ارائه نموده بود».

بعد از توفیق ورود به حوزه علمیه و تکمیل کردن مراحل تحصیلات عالیه ی علوم دینی، از او خواسته شد تا وارد عرصه ی تدریس شود.

حجت الاسلام و المسلمین دکتر شیخ عبدالله عباسی نقل می کنند: « از ایشان، در زمینه ی علمی به عنوان یکی از اساتید مجرب و باسابقه و نیز استادی که توان علمی تدریس، تقریباً در تمامی سطوح عالی حوزه را دارد، می توان نام برد. ولی ایشان وقتی متوجه شدند که حوزه نیاز به استاد در تدریس دروس مقدمات و ادبیات عرب در پایه های ابتدائی، دارد و نیاز هست که درس های مقدماتی با قوت علمی بهتری خوانده شود، پیشنهاد معاونت آموزش حوزه را پذیرفتند و بدون اینکه لحظه ای درنگ کنند، بخشی از ساعات تدریس در سطوح عالی را به دیگر اساتید سپردند و مشغول تربیت شاگردان در پایه های اول و دوم و سوم شدند.

او معتقد بود طلاب باید ادبیاتی قوی داشته باشند تا در پایه های بالاتر پیشرفت بیشتری کنند. لذا به تدریس ادبیات می پرداخت و به عنوان درس و تدریس در پایه های بالاتر توجهی نمی کرد. غالباً اساتید محترم قبل از شروع سال تحصیلی درس مورد علاقه ی خود را مشخص می کنند ولی ایشان از کسانی بود که درس مشخص نمی کرد و دروسی را بر عهده می گرفت که معمولا از طرف اساتید خواهان کمتری داشت».

ایشان، علاوه بر اشتغالات علمی، عرصه ی تبلیغ در بین مردم را رها نکردند و در مناسبت های مختلف به وعظ و خطابه می پرداختند و سالها سخنران هیئات مذهبی خصوصاً هیأت محترم علی اصغری محله چهارسوق و هیأت محترم سجادیه محله ی سجادیه بودند.

اما بیشترین وقت خود را در مسجد سجادیه آران به تبلیغ دین مبین اسلام و هدایت مردم آن محله اختصاص داده بودند به نحوی که حقیقتاً خود را وقف محله و کارهای بنیادین فرهنگی در آن محله نمودند. و الحمد لله ثمرات تلاش مجاهدانه و عالمانه و همراه با صبر و توکل ایشان، چنان می درخشد که براستی، مردم آن منطقه خودشان را مدیون ایشان در امر ارشاد و گسترش مذهب و آبادانی آن منطقه، می دانند.

حجت الاسلام عباسی استاد حوزه و دانشگاه نقل می کنند: «ایشان، توجه جدی به مسائل فرهنگی و اجتماعی داشت. بارها و بارها می‌شد که برای مسائل اجتماعی در سطح منطقه یا محله یا مدارس، وارد عمل می شد و احساس مسئولیت می کرد. جلساتی را دایر می‌کرد و اعتقاد داشت که یک طلبه غیر از درس باید در مسائل اجتماعی و مبتلابه جامعه نیز دخالت کند مخصوصاً در مساجد یا در مدارس آموزش و پرورش.   

 از این لحاظ خودش با کمک برخی از طلاب یک گروه تشکیل داده بودند به نام گروه« طلبه ی کارآمد» و از برخی از اساتید نیز برای بررسی مشکلات اجتماعی و فرهنگی و ارائه ی یک راهکار صحیح برای مقابله با آن مشکلات، دعوت می کرد.

دغدغه های فرهنگی زیادی در اجرای منویات مقام معظم رهبری داشت و در مبارزه با تهاجم فرهنگی دشمن و معاندین نظام بسیار بسیار فعالانه عمل می‌کردند، نه منفعلانه.

 در مسجد به عنوان امام جماعت، واقعا با بیان رسا و مطالب علمی، مسجد را به خوبی اداره می‌کرد و مردم خصوصاً جوانان محله سجادیه واقعاً از کار او راضی بودند».

حقیر خود شاهد بودم که ایشان برای منبر های کوتاه هم، ساعت ها مطالعه می کردند و با اطلاعات علمی، دینی و تفکر عمیق روی آنها، مباحثی را مطرح می کردند تا در زمینه ی اجتماعی خصوصاً مسائل مربوط به خانواده و نحوه ی رفتار زوجین و تربیت فرزندان، راهگشا برای همه ی اقشار بویژه جوانان باشد.

بسیار اهل ابتکار بودند و همیشه به دنبال طرح های نو، جامع، هدفمند، جذاب و مؤثر بودند. با تمام توان علمی و ذهن متفکرانه و نوآور و با مدیریت قوی و البته در کنار آن با عنصر صبر و گذشت فراوان توانستند، یکی از شلوغ ترین مساجد فعال شهرستان با جمعیت جوان و نوجوان را تشکیل دهند.

منبرهای عالمانه ایشان واقعا اثر بخش و امید به زندگی و حیات طیبه را برای مخاطبینش به ارمغان می آورد. بسیار حساس بود که هر آنچه می گوید مستند با آیات و روایات و بدون شبهه باشد.

همیشه با یاد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف زندگی می کرد و در اکثر منبرهایش از حضرت یار سخن می گفت و اینکه امام عصر علیه السلام از ما چه توقعاتی دارد و منتظران واقعی چگونه باید باشند تا مقدمات ظهور آن منجی را فراهم کنند.

گاهی با خنده ی بغض دار می گفت: بیچاره امام زمان که ما را به عنوان سرباز ایشان می شناسند. شاید مصادف شدن چهلمین روز درگذشت ایشان با نیمه شعبان و ولادت سراسر نور امام زمان علیه السلام بی ارتباط نباشد.

اولین نفر در کارهای خیر

در کارهای خیر و اعمال صالح، همیشه نفر اول بود. در عبادات، شب های قدر از سر شب تا به صبح در مسجد بود. حتی بعد از نماز صبح که اکثر مردم برای استراحت به خانه می رفتند در مسجد می ماند و تازه مناجات ها و خواندن ادعیه را از سر می گرفت. وقتی سوال می کردیم، می فرمود: حالا مسجد خلوته، مردم رفتند. شاید در جمع که مناجات می خواندیم سعی می کردیم تا برنامه خوب مدیریت شود، شاید کمتر حواسمون به خودمون بوده ولی الآن زمان خلوت و انس بهتری با خداست.

شرکت در برنامه ی عبادی سیاسی نماز جمعه و حضور در راهپیمایی ها برایش خیلی اهمیت داشت و برنامه ریزی می کرد تا مسجدی ها و اعضای کانون فرهنگی صحیفه ی سجادیه به صورت دسته جمعی در مراسمات ملی، مذهبی شرکت کنند.

بیشترین وقت خود را در مسجد به برنامه ریزی برای کارهای فرهنگی و تربیت نیروهای ارزشی، با اخلاق و انقلابی و کارهای خیرخواهانه و عام المنفعه اختصاص می داد. در همین زمینه به کمک نیروهایش که در واقع تربیت یافتگان خودش بودند، توانست خیریه ای را تشکیل دهد و اولین بانی برای این کار، خود ایشان بود. برنامه ی تجلیل و دیدار از سادات محله سجادیه را در روز عید بزرگ غدیر در سال 1398برای پانزدهمین سال متوالی اجرا کرد. در عید قربان با مشارکت جمعی از مومنین، هر ساله، قربانی می کرد و گوشت آن را بین مردم توزیع

می کرد.

در تشکیل و بقای صندوق قرض الحسنه مسجد و افزایش مبلغ وام ها بسیار تلاش می کرد. اگر کسی برای حل مشکلی مراجعه می کرد، اعم از مسائل و دعواهای خانوادگی، ایجاد صلح و سازش بین چند نفر، قرائت اذان و اقامه در گوش نوزاد، مشکلات مالی و معیشتی، شنیدن درد دل ها، راهنمایی گرفتن در شئونات زندگی و... با آغوش باز، زحمت رفع کردن آنها را به جان و دل می خرید و به بهترین وجه، انجام می داد. به معنای واقعی کلمه، مصداق عمل به آیه ی شریفه «والسّابقون السّابقون. اولئک المقرّبون» بود.

بسیارمتواضع و اهل گذشت

در اولین برخورد، آن قدر با محبت، افراد را تحویل می گرفت، انگار که سالهاست او را می شناسد.بسیار ادب در گفتار و کردار را رعایت می کرد تا هیچ گاه احدی حتی بچه های خردسال و بازی گوش مسجد، از دست او خدای ناکرده، ناراحت نشوند.در یک خاطره ای یادم می آید، متوجه شده بود نونهالی از دست او دلگیر شده؛ با جعبه ی شیرینی به در خانه ی آنها رفت. حتی وقتی دیده بود، خانه نیستند. دو مرتبه رفت و دلجویی کرد.بسیار اهل گذشت بود چه گذشت از دنیا و مسائل مالی و چه گذشت از رفتار دیگران.

در اولین روز هایی که می خواست مرا به حوزه علمیه دعوت کند، در هر سفری که به قم و حرم حضرت معصومه سلام الله علیها مشرّف می شدند؛ به عنوان سوغات، عطر می آوردند حتی اسم آن را هم فراموش نمی کنم، نامش عطر غنچه بود.خودشان هم خیلی اهل استعمال عطر بودند و همیشه بوی خوش و مجذوب کننده ای را به همراه داشتند که بی شک عطر وجود پاک و با صفای ایشان بود که به عطر، بوی خوش می بخشید.

اگر گاهی تند ترین رفتار ها را در مکان ها و محافل مختلف، نسبت به خودش می دید و شاید سخنان ناراحت کننده ای را می شنید که او را آزار می داد. قبل از آنی که طرف مقابل، ابراز ندامت و عذر خواهی کند، ایشان او را بخشیده بود. و با قاطعیت می گویم که از هیچ کس، کینه ای به دل نداشت. و سبک بال به عرش اعلی پر کشید.

ساده زیستی

بسیار ساده و بی آلایش زندگی می کرد. خانه ی محقری داشت که پس از گذشت سالهای متمادی از تشکیل زندگیش، آن را بنا کرده بود. حجت الاسلام و المسلمین طیبی در این زمینه نقل می کنند: « حدود 20 سال با هم در ارتباط بودیم و در حوزه کنار همدیگر بودیم. چه در ایام تحصیل و چه در زمانی که معاونت آموزش حوزه را بر عهده داشت. در حجره ی طلبگی که در کنار هم زندگی می کردیم، اصرار داشت کارهای حجره را که مربوط به همه ی ما می شد مثل شستن ظروف، جاروکردن و غیره را به تنهایی انجام دهد. 

در زمان مسئولیتش هم زیاد پیش می آمد که برای جابجایی وسائل و تغییر چیدمان اتاق آموزش، به جای اینکه از خادم مدرسه استفاده کند، عبا و قبایش را بیرون می آورد و چفیه ی سفید رنگی هم که همیشه بدنبال داشت را به کمرش می بست و مشغول کار می شد. گاهی به مسجدی که ایشان، امام جماعتش بودند، می رفتیم. با اصرار و مهربانی دعوت می کرد که ما به محراب برویم و خودش به عنوان مأموم در صف اول جماعت، قرار می گرفت». معاونت تبلیغ حوزه علمیه امیرالمؤمنین علیه السلام اضافه کردند: « طراح و برنامه ریز خوش فکری بود که برای کارهای فرهنگی، تبلیغی از او استفاده می کردیم. از جمله پیشنهادات ایشان این بود که برای پسران طلاب و روحانیون، کلاس حفظ قرآن تشکیل بدهیم. با شروع کلاس حفظ، تصمیم گرفتیم که برای دختران نوجوان هم کلاس حفظ قرآن برگزار کنیم. از ایشان خواستیم از دختر خانم محترمشان به عنوان استاد در این کلاس استفاده کنیم چرا که ایشان در مسابقات حفظ کل قرآن کریم در جهان اسلام، رتبه ی اول را کسب کرده بودند».

یادم نمی رود که در مراسم تجلیل از دختر خانم ایشان که با حضور مسئولین شهرستان در صحن حضرت محمد هلال بن علی علیه السلام، برگزار شد، بسیار متواضع ایستاده بودند و از افراد حاضر در جلسه با عطوفت و مهربانی، تشکر می کردند. انگار نه انگار که فرزند ایشان، نخبه ی قرآنی جهان اسلام است. آری، شهادت می دهیم که بسیار بی آلایش و ساده، زیست کرد و غریبانه و مظلومانه و غیر منتظره برای  اطرافیان و خانواده اش، راهی سفر ابدی شد و دعوت حق را لبیک گفت.

عرض ارادت ها

استاد سطوح عالی حوزه علمیه، مبلغ و مروج احکام شریعت محمدی صلوات الله علیه و آله و سلّم، زمانی از بین ما رفت که نشد برایشان، مجلس فاتحه خوانی برگزار کنیم. البته در صوتی که از ایشان، به یادگار مانده، تقاضا کرده که از برگزاری جلسات تشریفاتی، برحذر باشیم. و فقط در همان مسجدی که 23 سال، اقامه ی نماز جماعت کرده، بعد از نماز مغرب و عشاء، فاتحه ای برایش درخواست کنیم. چه جالب است، زمانی عروج کرد که اولین عامل به وصیتش، خودشان بودند.

زمانی که تجمعات و جلسات بخاطر شیوع ویروس کرونا تعطیل شد. جمعی از شاگردان ایشان، با گردهم آیی در فضای مجازی، به جهت شادی روح ایشان، سلامتی و تعجیل فرج امام زمان علیه السلام و دفع  همه ی گرفتاری ها و امراض، در طول چهل روز از تدفین ایشان، ختم قرآن و قرائت ادعیه برگزار کردند که هنوز هم ادامه دارد. از دیگر اقدامات آماده نمودن 51 بسته های تغذیه به مناسبت عید نوروز، هریک به مبلغ 1500000ریال از خیریه ای که مؤسس آن، مرحوم شیخ احمد امین پور است و توزیع بین نیازمندان. تهیه 500 بسته ی عیدانه نیمه شعبان و ولادت امام زمان علیه السلام و توزیع بین مردم. به همراه تمثال ایشان و درخواست فاتحه برای روح آن عزیز سفر کرده.

این نوشته را با یک حدیث از پیامبر گرامی اسلام به پایان می برم که فرمودند: « إذا ماتَ العالِم، ثُلِمَ فی الإسلام ثُلمَهٌ لا یَسُدُّها شیءٌ إلی یومِ القیامه».

واقعاً رحلت این عالم دینی، خلإ پُر ناشدنی و غیر قابل جبران است.

از خداوند منان، برای همه ی ارادتمندان این مجاهد فی سبیل الله، بویژه خانواده محترم امین پور، آفتابی، خصوصاً فرزندان و همسر مکرمه شان که همیشه یار و یاور آن مرحوم در خدمت به اسلام و مردم بودند، طلب صبر جمیل و اجر جزیل داریم.

روح مطهر ایشان با ائمه ی اطهار محشور باد.

 جهت شادی ارواح مطهر انبیاء و اولیاء، شهدا، عالمان صالح در خاک آرمیده مخصوصاً شاگرد با اخلاص مکتب امام صادق علیه السلام، مرحوم استاد شیخ احمد امین پور، قرائت  فاتحه و صلوات.

انتهای پیام/14

                                                                     

+1
0
-1
تلگرام طاووس بهشت

دیدگاه جدیدی بگذارید