آمار

شما اینجا هستید

"نصرتی لکم معده"

امسال تقارن معنادار ماه محرم با هفته دفاع مقدس بهانه ایست تا یاداور شویم وظیفه سنگینی را که سید و سالار شهیدان بر دوشمان گذارد.

به گزارش پایگاه خبری فرهنگی طاووس بهشت همزمان با آغاز ماه محرم الحرام شهرهای میهن اسلامی‌مان غرق در ماتم و عزا شد. بوی اسپند عزا و صدای دسته های عزاداری کم کم از گوشه و کنار شهر به گوش می‌رسد، پرچم‌های سیاه خلعتی شدند بر تن شهر که آبروی شهر از همین خلعت است. دوباره جامه های مشکی از صندوقچه‌های خانه‌ها بیرون و با احترام و در میان گلاب اشک و بوسه‌های عاشقی و تبرک بر پیشانی، بر تن مردم عاشق نشست و تو گویی این پیراهن‌های مشکی است که اینچنین تنگ عاشقان حسین (ع) را در بر گرفته است و تو میمانی که پیرهن به در بر گرفتن عزادار حسین (ع) افتخار می‌کند و یا عاشق حسین (ع) به پیراهن نوکریش می‌بالد؟ و چه سخت است تشخیص این دو از هم؛ که زمین و زمان بر غم حسین (ع) گرایانند و همه بر نوکری سالار شهیدان مفتخرند.

حسین (ع) قافله سالار عشق تنها و یکه گام در راهی نهاد که سرآغازی شد برای تاریخ تمام دوران‌ها، و ردی از خون خویش و یاران با وفایش در شب تاریک ظلمت برجای گذاشت که هر روز از رد خونش، خون ازادی خواهان جهان خواهد جوشید که "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا".

حسین (ع) در فراموش‌ترین زمان، آنگاه که هیچکس را یارای گواهی بر حق نبود با خاندان و فرزندان پای در رکاب نهاد و جان در طبق اخلاص تا ندا دهد الهی رضا برضاک و تسلیما لامرک. چه کسی میدانست کاروانی که از مدینه آرام و پیوسته گام در راه خانه خدا گذاشته است سرانجام به خدا خواهد رسید . چه کسی میدانست که کعبه بهانه است و راه، حسین (ع) است و فرزندان 9گانه او. و تو چه میدانی که حسین (ع) در مناحات عاشقانه عرفه‌اش چه گفت که خدا خود یکجا خریدارش شد و عید قربانش را در صحرای کربلا بسر آورد که "وفدیناه بذبح عظیم".

کربلا ایینه تمام نمای عاشقی، و عشق از هر رنگ و بویی در تابلوی زیبای کربلا چشم نوازی می‌کند. کدام شاهی است که بر غلام سیاهش عاشق باشد؟ و او را در دریای محبت خود پذیرا؟ کدام عقل مادی می‌پذیرد که مولایی غلام سیاه بدبویش را در آغوش کشد و بپذیرد که خون غلامش با خون او و یارانش درآمیزد در عرصه پیکار برای خداوند.

 آیا کسی دیده است که مردی با دشمنش مهربانی کند؟ و دشمن‌ترین دشمنش را پذیرا باشد و با محبت او را بر خود پذیرد و گاه آخرین نفس‌هایش خود سرش را بر دامن گیرد و نجوا کند که چه نیکو نامی بر تو نهاد مادرت حر.

کدام مولایی را خواهیم یافت که بر یارانش دریای لطف و محبت باشد و انگاه که خدای برایش پیام رساند که ای حسین (ع) اینک دیگر اختیار با توست ما اجر تو را کامل خواهیم داد مخیری بین زنده ماندن و شهادت و این حسین (ع) بود که فرمود پروردگارا دوری یارانم بر من سخت است.

کدام مرد را خواهیم یافت که زنان و فرزندانش را به سرزمین کرب و بلا رهنمون شود؟ کدام پدری جوان رعنایش را در مقابل چشم اربا اربا، تحمل خواهد کرد؟ کدام برادری تحمل پاره پاره تن برادرش را خواهد اورد؟! و آیا جز حسین (ع) کسی هست که شش ماهه نوزادش را بر دست در میان لشکریان سیاه دل برآورد؟!

براستی چرا این چنین نقوشی از عشق و خون در تابلو عاشورا به چشم میخورد؟ و زیباترین جلوه تابلو قطعا آنجاست که خواهرش فرمود: جز زیبایی ندیدم. چرا که زینب نیز پرورده همان مکتب حسین (ع) است که در راه حق از همه چیز میگذرد تا نام پروردگار به اعتلا رسد. عاشورا عید قربان حسین (ع) و کاروان کربلا بود.

قیام حسین (ع) برای برپاداشتن دین خدا بود تا زنده کند با خون خود و عزیزانش درخت اسلام را و زنده کند نماز و امر به نیکی‌ها و نهی از تمام بدی‌ها را. و کربلا نه پایان راه که یک آغاز است، آغاز راه آزادیخواهی، راه حق خواهی و حق طلبی. راهی که در تمام زمان‌ها و زمین‌ها در برابر تمام انسانهاست و در طول تاریخ بودند مردانی که راه حسین (ع) را برگزیدند و نامشان در جریده یاران حسین (ع) ثبت گردید. و در زمانه ما این شهدای دفاع مقدس بودند که در کربلای ایران راه حق خواهی و حق طلبی را به تاسی از مولای شهیدان برگزیدند و آخرین کلامشان تنها یک چیز بود السلام علیک یا اباعبدالله.

 و اینک این ماییم و فریاد هل من ناصر حسین (ع) که اینک از نای امام زمانمان (ع) نه در صحرای کربلا که در صحرای غیبت و غربت ندایمان می‌دهد تا کداممان ندای هل من ناصر ولی را بشنویم و به یاریش بشتابیم چرا که هر روز عاشورا و هر روز کربلاست و هیچ فاصله ای نیست بین حسین (ع) و مهدی موعود (عج) چرا که در زیارت اربعین خطاب به اباعبدالله(ع) میخوانیم و "نصرتی لکم معده" و در زیارت آل یاسین خطاب به بقیه الله (ع) میخوانیم و "نصرتی معده لکم"، تا کدام مرد راه باشیم و اماده یاریش..

فاطمه بی خوابی/انتهای پیام

دسته بندی: 
+1
0
-1
تلگرام طاووس بهشت

دیدگاه جدیدی بگذارید