«تنهای تنهای تنها» را باید دید!
عبدی پور با مهارت تمام از بازیگران بومیاش بازی گرفته و فضاهایی ساخته که به نظر خیلی واقعی میآیند. او از طنز هم به خوبی و فراوانی بهره گرفته و تماشاگر بارها و بارها در طول تماشای فیلم، صدایش را به خنده بلند میکند. البته هر جا هم که اقتضا کند، کارگردان بلد است اشک تماشاگر را نیز دربیاورد. فیلم سینمایی " تنهای تنها تنها " (یا "رنجرو ") نخستین ساخته سینمایی بلند «احسان عبدی پور» با تهیه کنندگی «ادریس عبدیپور» که به تازگی در سینماهای کشور اکران شده است.در سینمای ایران فیلمهایی که قصه هایشان را در مناطق بومی دوردست کشور روایت می کنند کم نیستند، که در بین همه آنها فیلمهایی مانند «دونده»، «باشو غریبه کوچک» و... را میتوان سهم سینمای کودک و نوجوان دانست.در اینکه این فیلمها در بخش محتوا از ارزشهای زیادی برخوردار هستند تردیدی نیست، اما حقیقت این است که با گذر سالها و آمدن زمانههای جدید، مختصات فکری همه مخاطبان، به خصوص گروه کودک و نوجوان تغییر و نیازهای جدیدی پیدا میکند.در بین این همه آشفتگی و عقب ماندگی در این بخش از سینما یک فیلم که بالاخره بعد از مدتها میتوان با آن طعم واقعی یک فیلم کودک و نوجوان حقیقی که حرفهایی فراتر از ظاهرکودکانهاش دارد را چشید. احسان عبدی پور «تنهای تنهای تنها» را در بوشهر و با محوریت شخصیتهای بومی همان منطقه ساخته. همانهایی که در فیلمهای رنگ و رو رفته دهه شصت دیگر نمیتوان تحملشان کرد. اما نقطه پررنگ تفاوت فیلم او با دیگر آثار، توجه و اهمیتاش به جهان معنایی گسترده کودک و نوجوان امروز است.دیگر قرار نیست که فقط فقر و بدبختی و محدودیت و محرومیت یک کودک بومی بوشهری از همه عناصر رفاه و ارتباطات را تماشا کنیم؛ حالا شخصیت اصلی قصه فیلم، رنجرو، یک پسر بچه ماهی فروش بامزه است که میخواهد از همه محدودیتهای زبانی، جغرافیایی و مادی پایش را فراتر بگذارد و در راه ارتباط با همه چیز و همه کس که تا پیش از این آنها را غریبه میخواند قدم بردارد.همه چیز دست به دست هم داده تا فیلم را به موفقیت برساند؛ فیلمنامه خوب، کارگردانی قوی، بازیهای دلنشین، و صدا و تصویر قابل قبول.عبدی پور میخواهد از زبان «رنجرو» و «الگ»، با لهجه بوشهری و به زبان روسی، بگوید: "آی آدمها! شما را به خدا، به ما و به دوستیهای ما رحم کنید". این فیلم میخواهد از زبان دو پسربچه خطاب به قدرتهای جهانی بگوید که جنگ چیز وحشتناکی است و شما حق ندارید بر روی مبلهای راحتی اتاقهای خود در آن سر دنیا لم بدهید و برای به راه انداختن جنگ در یک سوی دیگر دنیا تصمیم بگیرید؛ و انصاف باید داد که او این حرف را ساده، بیتکلف و جز در بخشی کوتاه در پایان فیلم، به دور از شعارزدگی گفته است.بازیهای فیلم "تنهای تنهای تنها" در حد بسیار خوبی است و به همین علت نه تنها لهجه بوشهری رنجرو، که حتی زبان روسی الگ هم مانع برقراری ارتباط بین بیننده و فیلم نمیشود. سادگی جنوبی رنجرو و گریههای صادقانه الگ، حتی در آنجا که دیالوگهای روسی زیرنویس نمیشوند، پیام را به مخاطب میرساندعبدی پور با مهارت تمام از بازیگران بومیاش بازی گرفته و فضاهایی ساخته که به نظر خیلی واقعی میآیند. او از طنز هم به خوبی و فراوانی بهره گرفته و تماشاگر بارها و بارها در طول تماشای فیلم، صدایش را به خنده بلند میکند. البته هر جا هم که اقتضا کند، کارگردان بلد است اشک تماشاگر را نیز دربیاورد."تنهای تنهای تنها" را باید دید، و بیش از یک بار هم باید دید. میتوان گفت که عبدی پور بخوبی از عهده نخستین کار بلندش برآمده و اگر بتواند با همین قوت به کار خود ادامه دهد، به احتمال زیاد در آینده او را در قامت یک کارگردان خلاق و موفق خواهیم دید.احسان عبدی پور در اول راه است، اما هوش او بسیار جلوتر از کارنامه و تجربه اش حرکت می کند؛ درست برعکس مدعیان این سینما. «تنهای تنهای تنها» مانند عنواناش واقعا تنهاست در بین این همه ضعف و نقص در سینما، اما هر حقیقت و اثر درخور توجهی بالاخره راه خودش را تحت هر شرایطی پیدا میکند.
https://tavoosebehesht.ir/node/7797
افزودن دیدگاه جدید