آمار

شما اینجا هستید

گفتگو با مستند ساز جوان كانون

گهگاهی در گوشه و کنار شهر، جوانی بر می‌خیزد و بر اساس دغدغه‌های خود، گوشه‌ای از زندگی مردم این دیار را به تصویر می‌کشد. مرتضی ستاری از جمله‌ی این افراد است که چند سالی است در عرصه‌ی ساخت مستند فعالیت خود را آغاز کرده و چند اثر در این زمینه از خود به جا گذاشته است. آن طور که ستاری می‌گفت «شهر ما پر است از ایده‌ها و چهره‌هایی که می‌توان آن را پروراند و به شاهکار تبدیل کرد. کافی است یک نفر همت کند و این اسوه‌های مقاومت را بیابد و از آنان روایت کند…»

طاووس بهشت: مرتضی ستاری متولد سال ۱۳۶۶ است و در حال حاضر در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه صدا و سیما در رشته‌ی مدیریت رسانه مشغول تحصیل است. وی از نوجوانی در فعالیت‌های فرهنگی وارد شده است و همین موضوع را به عنوان دلیل اصلی ورود خود به این عرصه را همین فعالیت‌ها می‌داند. این گفتگو که همزمان با روزهای غرورآفرین خرداد و مناسبت‌های میمون شعبان، در بعد از ظهر یک روز شلوغ، در محل دفتر پایگاه خبری تحلیلی خطب‌شکن برگزار شد، نکات ظریف و جالبی داشت که خواندن آن خالی از لطف نیست.

***
در مورد ورود خود به عرصه‌ی فیلم و مستند بگویید.
بنده با توجه به فعالیت‌هایی که از نوجوانی در عرصه‌های فرهنگی داشتم، با فیلم و مستند آشنایی پیدا کرده بودم. بعد از این که در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه صدا و سیما پذیرفته شدم، به صورت جدی تر این مسأله را دنبال کردم.
ایده‌هایی که شما برای ساخت مستند انتخاب می‌کنید در چه زمینه‌هایی است؟
واقعیت این است که نگاه ما برای انتخاب سوژه‌ها، بیشتر بومی و اجتماعی است. از این رو موضوعاتی را که بیشتر مورد توجه جامعه است انتخاب می‌کنیم و به آن می‌پردازیم. به عنوان مثال یکی از زمینه‌هایی که مدنظر ماست، مطرح کردن چهره‌ها و افرادی است که در همین شهر برجسته هستند و می‌توانند به عنوان الگو معرفی شوند. نشان دادن کسانی که جامعه آنان را نمی‌شناسد، یکی از اهدافی است که هر هنرمندی می‌تواند برای خود برگزیند…
به عنوان مثال، سوژه‌ی یکی از مستندهای ما در مورد گچ‌کار کم‌سوادی بود که با تلاش بسیاری ظرف مدت پنج سال موفق به حفظ کل قرآن شده بود. ایده‌ی دیگر مربوط بود به یکی از جانبازان برجسته‌ی دفاع مقدس که می‌توان ایشان را با توجه به درصد بالای جانبازی، به عنوان یکی از اسوه‌های مقاومت مردم ایران و افتخار شهرستان آران و بیدگل معرفی کرد…
در مورد همین مستند توضیح می‌فرمایید؟ از کی کار تولید آن را شروع کردید و چه شد که با این ایده آشنا شدید؟
این مستند اواخر سال ۹۲ کلید زده شد. ایده‌ی این کار را یکی از دوستان پیشنهاد داده بود و از آن جا که خودمان در ذهن داشتیم زندگی یکی از جانبازان شهرستان را به تصویر بکشیم، آن را دنبال کردیم و مراحل پیش تولید را آغاز نمودیم. قبلا از آشنایان شنیده بودم یکی از جانبازان شهرستان، بعد از یکی از عملیات‌ها، جراحت شدیدی پیدا کرده بود و به دلیل آن، چند روز به کما رفته و سه روز در سردخانه نگهداری شده بود. بعد از تحقیقات، از صحت این ماجرا با خبر شدم و همین داستان، مرا در ساخت این مستند مصمم‌تر کرد.
جا دارد اشاره کنم که آقای «مجید امیری» از جمله کسانی است که بالاترین درصد جانبازی را در شهرستان داراست. علاوه بر این، بعد از تحقیقات متوجه شدیم علاوه بر این که زندگی این جانباز بزرگوار را می‌توان به عنوان یک سوژه‌ی جذاب مطرح کرد، همسر ایشان نیز به صورت مستقل قابلیت مطرح شدن به عنوان یک سوژه را دارند. به همین ترتیب در مراحل پیش تولید، همسر ایشان به عنوان سوژه‌ی اصلی و خودشان به عنوان سوژه‌ی فرعی مطرح شدند.
از مراحل ساخت این مستند بگویید.
ابتدای کار، برای آن که همکاری بهتر و طبیعی تری صورت بگیرد، چند نوبت به منزل ایشان رفت و آمد داشتیم تا فضا برایشان عادی شود. در همین رفت و آمدها، همسر ایشان گفتند ما چند خواسته داریم: اول این که یک ویلچر برقی برای ما تهیه شود تا رفت و آمد آقای امیری تسهیل گردد، دوم این که یک دیدار محضر مقام معظم رهبری داشته باشیم، سوم این که یک بار در اردوهای راهیان نور شرکت و از مناطق عملیاتی بازدید کنیم. بعد از این که ایشان این خواسته‌ها را مطرح کردند، من بلافاصله با یکی از دوستانم که در برگزاری اردوهای راهیان نور دستی داشت، تماس گرفتم و موضوع را با او در میان گذاشتم. در کل به بیست دقیقه نکشید که پاسخ مثبت را از سوی مسئولان برگزاری اردو برای شرکت آقای امیری و همسرشان دریافت کردیم. از آن جا که از بستگان ایشان، کسی موفق نشد ایشان را در این سفر همراهی کند، فرصتی پیش آمد تا خودمان ایشان را همراهی نماییم و قسمتی از مستند را در بازدید از مناطق عملیاتی فیلم‌برداری کنیم. در همین سفر ایشان را به منطقه‌ای که در آن به فیض جانبازی نایل شده بودند بردیم و ایشان در همان جا، داستان مجروح شدن خود را تعریف کرد. البته برای اتمام کار مستند، یک بار دیگر نیز در شهرستان قسمت‌هایی فیلم‌برداری شد…
رویکرد ما در ساخت این مستند، بازسازی وقایع بود. برای همین علاوه بر صحنه‌هایی که در مناطق عملیاتی جنوب کشور فیلم‌برداری شد، برخی صحنه‌های مربوط به سردخانه و بیمارستان، بازسازی شد. از این رو راش‌های زیادی تولید شد.
در ابتدا، ما بر اساس متن کار نمی‌کردیم. منتها همزمان با مراحل پیش تولید و تحقیقات مربوط به سوژه، متنی هم تنظیم و بر اساس آن کار دنبال شد.
هم اکنون مستند در چه مرحله‌ای قرار دارد؟
اوایل تابستان ۹۳ تدوین اولیه‌ی فیلم به اتمام رسید که حاصل آن یک مستند ۲۹ دقیقه‌ای بود. منتها به خاطر طولانی بودن کار، مجددا تدوین انجام و زمان مستند به ۲۴ دقیقه کاهش یافت. بعد از آن نیز با مشورت‌هایی که با برخی دوستان انجام شد، در تدوین نهایی برخی صحنه‌ها حذف شد و زمان آن به ۱۹ دقیقه رسید و احتمالا تا یک ماه آینده نسخه‌ی نهایی این مستند آماده شود.
غیر از شما چه کسانی در این اثر همکاری داشتند؟
محمدمهدی فکریان از فیلم‌سازان جوان و خوش‌فکر شهرستان، کارگردان کار بود. حسین رضایی مطلق، فیلم‌بردار و مجتبی خانی عکاس مستند بودند.
برنامه‌ای برای فروش یا نمایش مستند دارید؟
ایده‌ی این کار در مرکز مستند سفیرفیلم مطرح شده و در اوایل مورد استقبال قرار گرفته بود. منتها در انتها با مخالفت برخی از اعضای آن مواجه شده بود. البته کاری که ما کرده بودیم، بر خلاف روند کاری آن جا بود: در آن جا روال بر این است که ابتدا ایده مطرح شود و پس از بحث و تصویب، مراحل اجرای کار انجام گردد، در صورتی که ما یک مستند آماده را عرضه کرده بودیم و به نوعی آنان در عمل انجام شده قرار گرفته بودند. به همین خاطر علی‌رغم قول‌های اولیه‌ای که برای خرید مستند از سوی سفیرفیلم داده شده بود، در نهایت از این کار منصرف شدند.
ضمن این که تا به حال به صورت عمومی در جایی اکران نشده است. ولی یک بار کارگردان اثر، آن را در کلاس کارگردانی دانشگاه اکران کرد که مورد استقبال بینندگان قرار گرفته بود… بعد از تدوین نهایی، تصمیم داریم آن را برای اکران در جشنواره‌ی فیلم عمار ارسال کنیم.
نامی که برای این مستند انتخاب کرده‌اید چیست؟
نامی که ما در ابتدا در نظر گرفته بودیم «روایت از فتح» بود. ولی با توجه به چرخشی که در روایت ایده و مطرح شدن سوژه داشتیم، کارگردان در صدد تغییر نام اثر است تا نقش همسر بزرگوار جانباز، برجسته تر مطرح باشد. بنابراین بعد از اتمام تدوین نهایی، مستند با یک نام جدید عرضه خواهد شد.
شما اشاراتی به فعالیت‌های گذشته‌ی خود در عرصه‌ی مستند کردید. ممکن است بیشتر در این زمینه توضیح دهید؟
یکی از کارهای انجام شده، مستند «الف، لام، میم» در مورد زندگی حافظ کل قرآن بود که سواد چندانی نداشت و به شغل گچ‌کاری مشغول بود. یکی دیگر مستندی در مورد سربازی و بیانات رهبری در مورد تبعیض قائل نشدن در مورد خدمت سربازی بود. غیر از این‌ها در مستندی دیگر به کشف هویت یکی از شهدای گمنامی که در سال ۸۷ در دانشگاه امیرکبیر به خاک سپرده شده بودند پرداخته بودیم.
چه کارهایی را در دست ساخت دارید؟
در حال حاضر چند ایده مطرح شده است. از این میان یک مستند در مورد سقط جنین در مراحل ساخت قرار دارد. این ایده با توجه به تاکیدات مقام معظم رهبری به افزایش موالید و خطری که در تحدید جمعیت وجود دارد، برگزیده شده است. این طرح در سفیرفیلم مطرح و تصویب شده است.
اگر نکته‌ای در انتهای این گفتگو دارید بفرمایید.
واقعیت این است که جوانان بسیاری در سطح کشور و حتی در شهرستان خود ما استعداد و علاقه‌ی فعالیت در زمینه‌های مختلف فرهنگی را دارند. با این وجود بسیاری اوقات امکان و بستر عرض اندام و فعالیت برای آنان فراهم نمی‌شود. اگر نهادهایی که برای حمایت از فعالیت‌های فرهنگی به وجود آمده‌اند به درستی فعالیت خود را انجام دهند، می‌توان به شکوفا شدن این استعدادها امیدوار بود.
نکته‌ی بعدی هم این که خیلی‌ها برای ورود به این عرصه، اعتماد به نفس لازم را ندارند و خیال می‌کنند این کار بسیار سخت و پرهزینه است. در صورتی که اگر نگاهی ریزبینانه داشته باشیم، دور و بر خود ما را ایده‌ها و افرادی پر کرده‌اند که می‌توان آن‌ها را با هزینه‌های کمی مطرح کرد و شاهکار خلق کرد! شهر ما پر است از ایده‌ها و چهره‌هایی که می‌توان آن را پروراند و به شاهکار تبدیل کرد. کافی است یک نفر همت کند و این اسوه‌های مقاومت را بیابد و از آنان روایت کند. مهم این است که جوانان ما اعتماد به نفس لازم را پیدا کنند و وارد شوند.

دسته بندی: 
+1
0
-1
تلگرام طاووس بهشت

دیدگاه‌ها

سلام بر دوست خودم آقا مرتضی انشاالله روز به روز پیشرفتت رو ببینیم و با همت و تلاش و ظرفیت های درونی که تو داری حتما خواهیم دید
+1
-11
-1

دیدگاه جدیدی بگذارید