آمار

شما اینجا هستید

"کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا"

کربلا آیینه تمام نمای ایثار و گذشت است. گذشتن از همه آنچه که تعلقات نام دارد برای رسیدن به منتها درجه آزادی. کربلا محک مردانی است که ادعای مردانگی دارند تا کدامیک در این ادعا ثابت قدم ترند.

یادداشت از فاطمه بی خوابی

و در زمین تفتیده کربلا آنچه برای تمام تاریخ ثبت و ماندگار شد، شب و روز عاشورا بود و نهایت انچه از ایثار و گذشت، عشق و ایمان و پاکبازی می‌توانست در عالم کون و مکان نقش بندد در این شب و روز بر تاریک زمین و زمان تقش بست.

شب عاشورا درخشان‌ترین شب تاریک است در دل زمان که نورش می شکافد دل تمام ظلمت ها را و می تازد بر تارک تمام تاریکی ها.

و روز عاشورا روزی که دو خورشید در افق آسمان پدیدار گشت به یقین نوری بر تاریخ تمام روزهای رفته و نیامده افکند که هیچ گاه رنگ تاریکی و زوال بر آن نخواهد نشست.

شب عاشورا شب اتمام حجت است بر تمام انانکه لاف مردی و مردانگی می زنند تا کدامیک مرد رهند و می مانند و کدامیک نور حق را رها و دل به ظلمت شب می‌دهند و به درستی آنکس که ماند دید انچه را که چشمی ندیده و وصفش را گوشی نشنیده. شب عاشورا شبی سراسر شور و شعور و نرد عشق باختن با ولی، از هزار بار سوختن و زنده شدن در راه ایمان تا احلی من العسل پسر بچه یتیم، شبی سراسر مناجات، شبی منور به صدای قرآن علی اکبر (ع) و عباس(ع).

و سرانجام طلوع خورشید حقیقت و شکافنده ظلمت ها، طلوع صبح عاشورا. روزی که با خنده های شعفانه انانکه ذوب در عشق خدا بودند اغاز شد انانکه هرلحظع بر التهابشان افزوده میگشت را با گذر ثانیه ها دیدار معبود نزدیکتر و شوق وصال بیشتر. و این یاران حسن (ع) بودند که هریک بر دیگری پیشی می گرفت در رقص میانه میدان عاشقی در مقابل چشمان معشوق تا غلطیدن در خون سرخ.

و هرچه آفتاب این روز برآمده تر میشد نور سیما و شوق ایمان یاران حسین (ع) افزوده تر می گشت تا هرکدام زیباتر و بهتر جان بیفشانند در پای جانانشان و نظاره کنند لبخند رضایت امامشان را.

و آرام آرام از سپاه کوچک حقیقت بزرگ مردان راستین کم می گشتند و حال این هاشمیان بودند که مشتاقانه پس از جانفشانی داوطلبانه یاران حسین (ع) بر فرزندان بوتراب (ع) پای در رکاب به مسلخ عشق تاختند و هریک قصیده ای گشتند بر شعر بلند تاریخ. از قاسم تا علی اکبر (ع) که برق شمشیرهاشان نور از چشم دشمنان می ربود و قلب تاریکشان را میدراند. و سرانجام عباس (ع) علمدار حسین (ع)، شجاع بی بدیل که در میدان عشق چنان گوی عشق از دیگران ربود که زمین و زمان مبهوت ماند از آاز تا قیام حشر و تو ای عباس چه زیبا معنا کردی برادری را و چه زیباتر خواندی زل وفاداری را که تمام فرزندان حسین (ع) تو را نیکو عمویی می دانند و این تمام آرزوی ماست و و ورد زبانمان که (کلنا عباسک یا مهدی (عج)).

و سرانجام این حسین (ع) بود که پای در میانه میدان نهاد و شعر بلند عشق را مهر پایان نهاد با خون کوچکترین شهید دشت نینوا.

و حال این حسین (ع) است که تنها و بی یاور به مصاف تمام تاریکی ها، تمام ظلمت ها و ظلم ها میرود با اقتداری کامل و با اعتقادی راسخ تا برکند ریشه تمام رذالت ها را و دراندازد نقشی نو بر تارک تاریک زمان و هرگز از یاد نخواهد برد زمان و زمین سخن عشق حسین (ع) را که با خون خویش و یاران و فرزندانش بر سینه داغ و تفتیده کربلا نوشت.

و اینک این ماییم و رسالت عظیم عاشورا، که عاشورا تنها عطش آب نیست و زخم تنها، عاشورا درس آزادگی و ظلم ستیزی است، عاشورا سراسر درس ولایت است و هنوز صدای "هل من ناصر ینصرنی" حسین (ع) در میانه دشت مبار کربلا به گوش می رسد اما اینبار از حنجر مطهر فرزندش مهدی (عج) تا کداممان خواب فلت و سنگی قلبمان را بشکافیم و به یاریش بشتابیم که "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا"

دسته بندی: 
+1
0
-1
تلگرام طاووس بهشت

دیدگاه جدیدی بگذارید