سقوط کسی که انتظارش را نداری یعنی ریزش

<p>ریزش ها و رویش ها یکی از بحث های مهم به ویژه برای آخرالزمانی هاست. این مسئله برای جامعه دینی که خداوند متعال تصمیم گرفته آن را در آخرالزمان غربالِ محکمی کند یک روال طبیعی است.
متن خبر

ریزش ها و رویش ها یکی از بحث های مهم به ویژه برای آخرالزمانی هاست. این مسئله برای جامعه دینی که خداوند متعال تصمیم گرفته آن را در آخرالزمان غربالِ محکمی کند یک روال طبیعی است.                       متن زیر، مشروح سخنرانی شب اول محرم سال گذشته ی حجت الاسلام و المسلمین حاج علیرضا پناهیان می باشد که در هیئت میثاق با شهدای بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام  ایراد گردیده است.لازم به ذکر است سخنرانی دهه اول محرم 89 ایشان که با موضوع "ریزش ها و رویش ها" بود با استقبال گسترده ی دانشجویان و دانشگاهیان روبرو شد و مورد توجه نخبگان واقع گردید.گفتنی است خلاصه سخنرانی های دهه اول ایشان نیز در قالب جزوه "ریزش ها و رویش ها" توسط بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام منتشر گردیده که علاقه مندان می توانند جهت سفارش و دریافت این جزوه با رایانامه ی info@basijisu.ir مکاتبه نمایند.******بسم الله الرحمن الرحیمریزش یعنی سقوط کردن کسی که انتظار نداشتی سقوط کندپیچیدگی های دین، زیبایی های دینیکی از زیبایی های دین ما به پیچیدگی های دین برمی گردد. اگر دین یک مقوله ای بود که به سادگی درک می شد، اصلا زیبایی نداشت. برای قواعد راهنمایی رانندگی دوره های سنگین نمی گذارند. یک سلسله مقرراتی است که هم فلسفه اش راحت قابل درک و هم اجرایش ساده است. برای همه ذهن ها هم طراحی شده تا همه  افراد به راحتی آن را درک کنند. ولی دین اینگونه نیست و این از زیبایی های دین است. کسی هم نباید از دین انتظار داشته باشد که سهولت و سادگی داشته باشد. اگر دین سهل و ساده بود از چشم ما آدم های بسیار پیچیده و عمیق می افتاد. دیگر آن وقت ما عاشق چه چیز باشیم، با چه چیز رشد کنیم؟ دین آنقدر قلل مرتفعی دارد که به هر قله ای که تو فکر می کنی این دیگر اوج قله های دین است دست یابی می بینی یک سلسله جبال دیگری در مقابلت هست و باید آنها را طی کنی و جلو بروی. اگر بخواهیم کمی دقیق تر این توصیف ها را به تعریف تبدیل کنیم، در مقدمه کلام این گونه باید عرض کنم که دین مال همه آدم هاست با همه نوع ظرفیتی و برای همه ی طول عمرشان. عمر آدم ها و میزان تلاششان هم با یکدیگر متفاوت است. کسب کمال بیشتر در دین همیشه باید میسر باشد. مسیر کمالی که دین مقابل انسان باز می کند یک مسیر بی نهایت است. همان یک دین است، ولی برای همه ی ظرفیت ها متناسب با آن ظرفیت ها خودش را تعریف می کند. می بینیم امیر المومنین هم در دین دارد حرکت می کند و به کمال خودش می رسد و ما هم با هزاران فرسنگ فاصله در همان مسیر حرکت می کنیم و چقدر وجوه مشترک هست. از عجایب این است شما دعای کمیل را که می خوانید خیلی از آنها حرف شماست. بعد تعجب می کنید این حرف ها چگونه می تواند حرف امیر المومنین باشد. در جایی که حرف امیرالمومنین هست و حرف ما نیست بازهم راحت تر می توان پذیرفت. دین طراحی فوق العاده ای دارد. انسان طبیعتاً موجود عجیبیست ولی به تناسب این انسان، این دین هم دین عجیبی است. چون دین بستر حیات و حرکت انسان است. معنی این هم این نیست که بگویم دینداری در حد و اندازه های ما کار صعبی است، پس عمل به دین را تعطیل کنیم. علم دینی را هم تعطیل کنیم. اما وقتی که به اوج دین، به عمق دین نگاه می کنیم این پیچیدگی ها را می بینیم. دین در بدو برخورد خیلی منطقی و خیلی روشن و ساده است. منتهی این سادگی و روشنایی دین نباید ما را فریب بدهد که در ادامه راه هم قصه به همین سادگی هاست. خیلی پیچیدگی سر راه است. که عشق اول نمود آسان، ولی افتاد مشکل ها. این را بر اساس توصیه های پروردگار عالم عرض میکنم.سختی های دین دار ماندندین دار باقی ماندن یک مسئله ی فوق العاده است. این ترسی که داریم می دهیم بر اساس یک تجربه تاریخی است یا بر اساس درک شخصی؟ یا خداوند متعال هم همین تحذیر را به انسان ها می دهد، خالق دین، خدای دین هم همین تحذیر را به ما می دهد، در آیه کریمه قرآن که یکی از آیات فوق العاده سخت قرآن است که کسی جز ائمه هدی نمی تواند این آیه را اجرا بکند. قسمت اول را که مورد بحث ما نیست و ائمه هدی همیشه سر همین آیه در خانه خدا گریه می کردند. در سوره آل عمران خداوند متعال می فرماید : یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله حق تقاته ای کسانی که ایمان آورده اید، تقوای خدا را داشته باشید، حق تقوای الهی را. نه به اندازه توان تو، نه به اندازه قدرت خودت، همت خودت، به آن اندازه که خدا شایسته است که تو تقوای او را داشته باشی. همه  ما عاجزیم. این امر خدا امر فوق العاده سنگینی است. بار دیگر قران می فرماید: و جاهدوا فی الله حق جهاده . تلاش کنید حق تلاشش را. و این خیلی کار سختی است. ما در زیارت نامه مان به ائمه (علیهم السلام) می گوییم که حق جهاد را شما انجام دادید. گله پروردگار برای اینکه ببینید این آیه ها آیه های محکمی هستند. همه آیه های قرآن محکم اند و یک وقت فکر نکنیم  این آیه را اجرا نکردیم خداوند ناراحت نمی شود. می فرماید و ما قدر الله حق قدره. چرا بعضی ها آنقدری که باید، شایسته است که قدرش را بدانند قدرش را ندانسته اند. گله می کند. یعنی یک مقدار قدردانی فایده ندارد. اینجا می فرماید: "یا ایها الذین امنو اتقوا الله حق تقاته". در کنار همین آیه های قرآن ما آیه های سبک تری هم داریم. روایت های سبک تری هم داریم. سبک یعنی یک کمی برای انسان قابل تحمل تر است. مثلا در مسیر تربیت امیرالمومنین علی علیه السلام می فرماید: اتقوا الله و ان قل و اجعل بینک و بین الله صدرا و ان رق  ... تقوای خدا را داشته باش اگرچه کم باشد. بین خودت و خدا پرده ای از حیا بکش اگرچه باریک باشد. اجازه نده همه چیز از بین برود. و آن در یک نگاه تربیتی است. در دستگیری از ضعفاست، ولی راه این است. حالا ادامه این آیة کریمه، خداوند می فرماید: و لا تموتن الا و انتم مسلمون. مواظب باشید نامسلمان نمیرید. نمیرید مگر اینکه مسلمان باشید. مسلمان شدن یعنی کفایت نمی کند تو باید مراقب باشی مسلمان بمیری. یعنی مسلمان بمانی تا آخر.فرآیند دین دار ماندناین نگرانی را خداوند به مومنین می دهد، دین در جان یک انسان یا در جامعه دینی بعد از اینکه ورود پیدا کرد و هلول پیدا کرد در یک تلاطم هایی قرار می گیرد این جان و جامعه که ممکن است از دین خارج بشود. قصه به این سادگی ها نیست. عضو دین شدن مثل عضویت در یک فامیل نیست که دیگر فامیل شدیم و تمام شد. مثل عضویت در یک ملیت یک کشور نیست، مثل عضویت در یک گروه خاص سیاسی به حساب نمی آید. مثل مالکیت نیست. اصلاً من می خواهم خدمت شما عرض کنم که مومن شدن یک فرایند است. آغازی دارد ، آغازش یک حقیقت دارد، یک اتقاق هست، نام ایمان به کسی که آغاز کرده تعلق می گیرد، نام مومن به او تعلق می گیرد، اما با اینکه ایمان یک آغازی دارد، ولی یک فرایند است. یک جریان مستمر است. آدم به سیره خوبان وقتی نگاه می کند می بیند آنقدر مطمئن قرار پیدا نمی کردند که ما اینقدر راحت قرار پیدا می کنیم. اصلا در روایات اهل بیت عصمت و طهارت کسی را که قرار پیدا کرده، آرامش پیدا کرده مذمت می کنند. اصلاً می فرمایند خود این قرار پیدا کردن علامت بدبختی فرد است. علامت اینکه یک روز بیچاره می شود. نگاه ما به دین چیست؟ دین یک پیچیدگی هایی دارد.سختیِ عاقبت به خیریاین پیچیدگی ها موجب می شود آدم نگران عاقبت به خیری بشود و عاقبت به خیری آنقدر مسئله مهمی است که در روایت آمده کسی  نزد پیامبر گرامی اسلام آمد، اثر خوف معنوی در چهره اش بود. حضرت از احوالات او پرسیدند گفت از خدا می ترسم. دروغ نمی گفت. اثر خوف معنوی را هم امیرالمومنین تشخیص داده. معلوم نیست در چهره ما امیرالمومنین خوف معنوی ببینند. حضرت فرمود چرا از خدا می ترسی؟ اگر به خاطر گناه است، گناه نکن نترس، اگر از عدل خدا می ترسی، کرم خداوند ترس ندارد، خداوند ظلم هم  نمی کند، تنها عدل خداوند باقی می ماند، که اگر از عدلش می ترسی گناه نکن، نترس. کلام بسیار عجیبیست. اهلش بود و این را فرمودند. به من باید بفرماید یک ذره هم به عدل خدا نگاه کن. ما غرک بربک الکریم. این همه آیات جهنم، تو گناه نکن، خداوند تو را به جهنم نمی برد، نترس. از عدل الهی می خواهی بترسی از کرمش می ترسی. ظلم هم که نمی کند. قهر بیجا که ندارد، قهرش عادلانه است. کرمش را هم که همه می خواهند. مگر اینکه بخواهی از سوء عاقبت بترسی. آن را من برایش نمی توانم کاری بکنم. البته یک راه حل هایی آن وقت می دهند که چطوری آن ترس را تسکین بدهد. ولی آن ترس را نفی نمی کنند. ترس از عاقبت به خیری برای چی؟ برای پیچیدگی های دین است.خطرات طبیعیِ دینیک مثالی عرض بکنم در مقام مقایسه. نمی دانم سالی 10 هزار نفر، چند نفر کشته می شوند توی جاده های ما. یک بحث اجتماعی شده. زیاد آمار کشته شده ها در جاده ها فرقی با آمار شهدا در دفاع مقدس نمی کند. یعنی فرق ماهوی چندانی ندارد. خیلی حرف سنگینی است. مسلماً اینهایی که حرکت می کنند و از خانه شان می خواهند بروند مسافرت هیچ کدام قصد کشته شدن و له شدن لای این آهن پاره را ندارند به هیچ وجه. حتی هیچکدام آرزوی آن را هم نمی کنند ولی خب اتفاق می افتد. لذا ما را تحذیر می دهند، می ترسانند، مراقبت بکنید، برنامه های تلویزیونی، خطر جریمه می کنند، برای آن احتمال خطر. حالا من از شما می پرسم، احتمال خطر در ساختار وسایل نقلیه نوعا منتفیست؟ ساختار وسائل نقلیه به اضافه مقررات به اضافه حب نفس شما که دوست نداری میان آهن پاره ها له شوی، احتمال خطر صفر می شود. ولی مقررات را رعایت نمی کنند، یا ماشینش خراب است، درست نکرده، یا یک جایی به اقتضای جاده که آن هم سرعتت را پایین بیاور، اصلاً نباید با این سرعت برسی اینجا. یعنی یک روالی وجود دارد که به طور طبیعی خطرها راکاهش نه، منتفی بکند. این روال رو رعایت نمی کنن تصادف می کنن فوت می کنند. ولی رفقا دین اینطوری نیست. دین در طبیعتش یک خطراتی وجود دارد که تو باید مراقبت بکنی. نه اینکه دین خطرخیز است، دین کمال تو را می خواهد. ولی اگه توی دین داری رفتی جلو، مقررات رو برای تو سخت تر می کنند. جاده رو برات بیشتر می پیچونند. ابلیس تو را بیشتر نشانه می گیرد. ظرفیت های تو تغییر پیدا می کند. امتحانات تغییر پیدا می کند. من خواهش می کنم مسئله عاقبت به خیر شدن یا عاقبت به خیر نشدن را مثل تصادف جاده در نظر نگیرید. مسیر دین این پیچیدگی ها را دارد. اول صحبتم عرض کردم، این یکی از زیبایی های دین است.کودک اگر یک بازی کامپیوتری را دوبار تجربه کرده باشد و تا آخر رفته باشد دیگر بازی نمی کند، می گذارد کنار. می گوید این را تمامش کردم. ولی خداوند متعال گونه ای دیگر بازی را طراحی می کند که هیچ وقت نتوان گفت تمامش کردم. چی را تمامش کردی؟ بیا تازه شروع شده. اول ماجراست. فکر کردی دیگر آمدی دانشگاه امام صادق علیه السلام، دیگر بچه خوبی شدی و همه چیز تمام شد؟ من اگر پدر و مادر شما را بببینم میگویم باید مواظب خطراتی باشید که برای خواص هست. مدل بیماری های آنها کاملاً متفاوت است. لذا خدا تحذیر می دهد :"و لا تموتن الا و انتم مسلمون."مسلمان بمیرید. در دین مسیر کمال را که طی بکنی حالا تازه آغاز مسیر است. در دین ما یک شرایطی هست که این گونه می شوی. در جامعه دینی یک شرایط جدیدی پیش می آبد که اینگونه می شود. کسی خیال خودش را راحت نکند.ریزش ها و رویش های دیناینجا کم کم بحث ریزش ها و رویش ها مطرح می شود. کسی که شما میگویی قطعاً سقوط می کند اتفاقا قطعا سقوط می کنه و رشد می کند؛ رشد فزاینده. رشد تحولی پیدا می کند. کلمه ریزش ها و رویش ها در زبان فارسی با یک تناسب سیاقی که این دو تا با همدیگر دارند خیلی قشنگ جا خوش کرده. در مورد ریزش ها صحبت کردیم. یک آیه قران هم برایتان خواندم. آیات دیگری هم هست که حالا مرور خواهیم کرد. یک نکته جالبی را شما در جریان رویش توجه کنید. رویش در مقابل ریزش یعنی چی؟معنای ریزشریزش را حالا یک بار معنی کنیم: ریزش یعنی فرو افتادن کسی که انتظار نداری بیافتد. ریزش یعنی فرو افتادن کسی که در مقطعی که اتفاقا باید رشد خودش رو نشان میداد، افتاد و از مسیر خارج شد. ریزش یعنی سقوط کردن کسی که انتظار نداشتی سقوط کند. افتادن و سقوط کردن در جایی که انتظار نداشتی اینجا سقوط بکند و این ناشی از یک بی توجهی نیست و ناشی از مسائل پیچیده ایست که باید در موردش بیشتر صحبت کنیم.معنای رویشرویش یعنی چی؟ رویش هم یعنی اینکه انسان در جایی که انتظار رشد در اونجا نداشته رشد بکند. یک دفعه ای برعکس خلاف پیش بینی تو رشد صورت میگیرد. بعضی ها برنامه ریزی می کنند برای رشد طبیعی. رشد طبیعی پاسخگو نیست. کفاف قیامت ما را نمی دهد. رویش در مقابل ریزش رشد طبیعی نیست. رشد نا به هنگام در موقعیتی که اتفاقا در آن موقعیت تو انتظار ریزش داشتی. حالا چقدر ما آیه قران داریم که رویش را همینطوری برای ما توضیح میدهد. در آیات کریمه قرآن درباره رویش هرچه آیه من برای شما می خوانم، دقت کنید می بینید که در بحران هاست و بعضی شرایط دیگه. "الذین قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لکم فخشوهم مومنین"چه کسانی هستند؟ باز هم در سوره آل عمران هست.ترس از مخالفت مردم، زمینه انحرافکسانی هستند که وقتی به آنها گفته می شود که مردم علیه شما هستند برایشان خیلی ترس دارد. بعضی از اینکه یک دولت جبار و رژیم منحوس، مستبد و دیکتاتوی مثل پهلوی علیهشان باشد نترسیدند. بعضی ها وقتی دشمن خون خواری، صفاکِ خون ریزی مثل صدام علیهشان باشد نترسیدند ولی از تصور اینکه مردم علیهشان باشند ترسیدند و منحرف شدند و به همین دلیل دینشان را از دست دادند.خداوند متعال حساب شده حرف میزند و البته معلوم است که حساب شده حرف می زند، مهم این است که ما حساب دستمان بیاید. "الذین قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لهم"مردم جمع شدند علیه شما،  "فخشوهم": بترسید از اینها! حالا موقع سقوط است، حالا موقع عقب نشینی است، "فزادهم ایمانا". ایمانشان همان لحظه اضافه می شود. محکم میشود. به این مسئله میگویند "رویش". نورانی شدی، محکم شدی، توکلت افزایش پیدا کرد. خیلی از ضمائم اخلاقیت از بین رفت، بخلت، حسادتت، خودخواهی هایت از بین رفت. چی شده؟ شرایط بدی گرفتار شدم، چرا می خندی شرایط بدی گرفتار شدی؟ ایمانم بیشتر شده. "و قالوا حسبنا الله و نعم الوکیل". الان می گویند "حسبنا الله ، خدا برای ما کافیست". شاید 5 دقیقه قبل از این آنقدر محکم نمی گفتند خدا برای ما کافیست. اگر شما بدانید در کربلای اباعبد الله الحسین در همان روز عاشورا، لحظه به لحظه بر ایمانِ یاران حسین علیه السلام چقدر افزوده می شد. این رویش است دیگر، این همان اتفاقی است که باید برای ما بیافتد. به رشد طبیعی رویش نمی گویند. در عبارت های دیگری هست که ما به چه کسانی رشد ویژه عنایت می کنیم. "اذا تُلیَت علیهم آیاته زادتهم ایماناً و علی ربهم یتوکلون". آیة قران برایشان می خوانی، ایمانشان افزایش پیدا می کند. حالا عوامل رشد را باید بعداً با هم مرور کنیم. یا عمل صالح بعضی ها انجام می دهند "الذین آمنوا و عملوا الصالحات و یوفیهم اجورهم و یزیدهم من فضل".در آیات کریمه قرآن مکرر بحث افزایش ایمان و بحث رویش در بحران ها تاکید شده که مسیری است که مقابل ما قرار دارد و ما باید این مسیر را طی بکنیم. "ولما رءا المومنون الاحزاب". وقتی مومنون احزاب را دیدند قالوا هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق الله و رسوله"در بحران که قرار می گیرند می گویند این وعده الهی است. "و ما زادهم الا ایماناً و تسلیما".هنگامی که دشمن بیاید سراغ آدم، آدم یک دفعه ایمانش افزایش پیدا بکند. چقدر سخت است دشمن نباشد ایمان انسان افزایش پیدا بکند. کار بسیار سختی است. در قرآن هم زیاد از این جور موارد ذکر شده. در آیات دیگری هم هست که حالا نمی خواهیم بیشتر از مقدمه به این آیات بپردازیم. ریزش ها رویش ها اتفاقی است که در جان یک انسان و در جامعه ایمانی رخ می دهد. گاهی یک جامعه با هم دچار رویش می شوند. گاهی یک جامعه ای با هم دچار ریزش می شوند. اینها را باید مراقبت کرد. خب یک جمع بندی بکنیم. تکلیف ما به طور طبیعی این است که وقتی در مسیر دین قرار می گیریم برای خودمان و جامعه نگران ریزش ها باشیم. نگران رویش ها باشیم. نگران بار منفی دارد ولی معنی لغوی مثبت هم می تواند داشته باشد. یعنی نگاه کنیم به رویش. تکلیف طبیعی ماست، هرکسی می خواهد دین داشته باشد، دین این هست.علت های زیبایی ریزشمن چرا عرض می کنم زیبایی، آیا می خواهم شما را جذب کنم؟ نه، می خواهم این را عرض کنم تا شما از این بستری که دین برایتان پدید آورده لذت ببرید، غرق در هیجانش هم بشوید، بگذارید آنهایی که عافیت طلبانه از چنین دینی که با این پیچیدگی ها انسان را به خوف و هراس می اندازد، فرار می کند حسرت زندگی متدینانه شما را بخورند. بگذارید دق کنند از حسادت، بگویند اینها از خدایشان می ترسند، هرچه به او نزدیک تر می شوند، خشیتشان بیشتر می شود و بیشتر به این خدا عشق می ورزند و بیشتر از این خدا لذت می برند. بگذار بمیرند و دق کنند از این دینداری شما. از این سرگرمی و دلگرمی که تو در درگیر شدن با این دینی که تو را اینقدر به چالش می کشد و هراس اینقدر در دل تو می اندازد پیدا می کنی بگذار دق کنند. این دین با شکوه است، این دینداری با شکوه است، لذتش را ببر، اگر لذتش را نبری، اگر با لذت در این مسیر پر خوف و خطر قدم نگذاری، ابلیس نابودت می کند.دلیل دومش که تاکید می کنیم بر این جذابیت و زیبایی این است که خیلی ها این را نقص دین می دانند، نقیصه جامعه دینی می دانند. تا ریزش رخ میدهد پوزخند می زنند، خوشگلی دین ما به این است، دین جذابیتش به این است. این قشنگی دین ماست که عقد اخوت با کسی نبسته است. پسر نوح با بدان بنشست، خاندان نبوتش گم شد.خداوند متعال در قرآن همسر فرعون را مثال می زند. می فرماید من به عنوان نمونه برای شما همسر فرعون را مثالِ ایمان میزنم. مسیر رشدش را نشان می دهد، تکوین یک شخصیت را نشان می دهد. دین این کار را می کند. بعد قرآن کریم می خواهد مثال دیگری بزند، نمونه دیگری برای کفر بیاورد، همسر یک پیامبر را مثال می زند. حالا بعضی ها می خواهند پیامبران را ریشخند کنند به خاطر اینکه یک همسر پیامبری بد از آب درآمده یا اینکه دینِ او را ریشخند کنند که اگر دینت قوی بود همسر خودت را جمع می کردی. خیلی راحت میشود این کار را کرد.ریزش ها و رویش ها مایة دلگرمی انسان های مومنریزش ها و رویش ها نقطه سرگرم کننده و لذت بخش برای یک انسان فهیم، حکیم، عاقل و مومن است که در مسیر دین قرار می گیرد، و دین مردانه به او اطمینان نمی دهند که تو تا آخر در این راه بمانی. "و لا تموتن الا و انتم مسلمون"خودت مواظب باش تا آخر در این راه بمانی و مسلمان بمیری. مومن را در دینداری سرگرم می کند. جدای از اینکه انسان را در مسیر دین، هر روز بهتر از قبل، مستحکم نگه می دارد، باعث اوج دین ماست، افتخار دین ماست. اصلاً دینی که ریزش نداشته باشد، چه دینی است؟ جامعه دینی ای که در آن ریزش نباشد، چگونه ممکن است؟ تو یا ساختار بشر را متوجه نشدی، یا ساختار دین را متوجه نشدی، مگر می شود نباشد. طبیعی است که هست. ما باید به ریزش ها رویش ها خیلی زیبا نگاه کنیم.سال گذشته ما بحثی با دوستان داشتیم. مشکلاتی که یک انسان دیندار با آنها روبرو است را مرور کردیم. یکی از همین مشکلات همین بحث ریزش ها و رویش هاست. امسال همین ریزش ها و رویش ها رو مرور کنیم. دغدغه کلی هم کفایت نمی کند. کلاً ما نگران عاقبت به خیری هستیم. خب کلی روایت داریم، کلی آیه داریم. کلی راه نشان داده اند، شما باید کجاها را مواظبت بکنید؟ توئی که نگرانی جدی زندگی ات هستی و باید هم این نگرانی را داشته باشی، برای خودت، برای جامعه ات یک وظیفه مراقبت برای جامعه داری.گذر مسیر طبیعی دین از غربال گری در آخرالزمانریزش ها و رویش ها تکلیف طبیعی دین ماست. ریزش ها و رویش ها یکی از بحث های فوق العاده مهم به ویژه برای آخرالزمانی هاست. این مسئله برای جامعه دینی که خداوند متعال تصمیم گرفته آن را در آخرالزمان غربالِ محکمی کند یک روال طبیعی است. برای مسیر تکاملی جامعة دینی به غربال شدید و به تکان های شدید جامعه نیاز است.اینکه کسی بگوید تو از کجا می دانی آخر الزمان است می گوییم جامعه دینی که تشکیل شده، مدتی هم از زمانش گذشته، دیگر نوبت غربالش است.دلایل دیگر پرداختن به مسئله ریزش ها و رویش هادلیل دومی که ما باید به ریزش ها و رویش ها بپردازیم موقعیت زمانی ما است.کربلا؛ اوج ریزش ها و رویش هادلیل سومی که باید به ریزش ها و رویش ها بپردازیم کربلاست. اصلا شما وقتی وارد خیمه اباعبدالله الحسین علیه السلام می شوید، در واقع دارید در صحنة ریزش ها و رویش ها قرار می گیرید. اصلاً کربلا اوج ریزش ها و رویش هاست. تصور بفرمایید دو سپاه مقابل همدیگر قرار گرفته اند، به تعداد این دو سپاه کاری ندارم، کسانی در سپاه حق هستند که اوج مثال زدنی رویش ها هستند و تقریباً قریب به اتفاق سپاه مقابل نه از رومیان و دیلمیان هستند، نه از دشمنان و جانیان بالفطره و کافران و ملحدان و منافقان مسلکی، بلکه آدم هایی هستند که دچار ریزش شده اند. این بخش ماجرای کربلا مهمترین بخش ماجرای کربلا است.اگر اباعبدالله الحسین علیه السلام در درگیری با کافران این حماسه را برقرار کرده بود اینقدر این مظلومیت جان آدمی و جهان بشریت را آتش می زد؟ یک کمی دقت بکنیم، اینها آن حرف هایی است که زده نمی شود، آن صحنه ای که دستان اباالفضل العباس علیه السلام را قطع کردند، اگر در نبردی مثل نبرد احزاب، یا مثلاً در مسیر تبوک، مثل برخی از قزوه های دیگر رخ داده بود این سوز و شور را داشت؟کربلا هنوز حرف های مگو دارد. یک مقدار شبیه فاطمیه است کربلا، هنوز ما خیلی چیزها را نمی توانیم بگوییم. یعنی جامعه ای که در آن مومنان به امیر المومنین علی علیه السلام این مقدار هستند، از بین مومنان به امیرالمومنین، قاتلین خارج می شوند؟ کسانی که امیرالمومنین علی علیه السلام را از نزدیک تجربه کردند. آن وقت اینها کسانی را در ریزش ها بیرون می دهند، ولی یزید میتواند (البته دروغ میگوید) برائت بجوید؟ کاری اینها انجام دادند در کربلا که یزید گفت من کِی گفتم اینها اینطوری عمل بکنند. اینها این کار رو می تونند بکنند. ما در مورد مقدار ریزش شب ها بعد صحبت خواهیم کرد.کربلا مواجهه حق با تمام وجود در مقابل بدها نیست، بلکه در مقابل ریزش هاست. آنانی که حسین علیه السلام را دعوت کردند، او را به شهادت رساندند.جبهه حق و باطل نیست. حق و باطل به معنی مطلق کلمه! البته یک گروهشان که ملحد بودند اصلاً هیچ وقت مومن نشدند، منتظر بودند رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا برود و بیایند جلو.جامعه ای که "کربلایی میشود، بیمه می شود"یعنی چه؟ عبیدالله با 12 نفر آمده بود کوفه. این در تمام سخنرانی های اباعبدالله الحسین علیه السلام هست. هیچ وقت اباعبدالله در کربلا با آنها به عنوان نماینده یزید سخن نگفت. مدام امام حسین علیه السلام سعی داشت حساب آنها را جدا کند، ولی آنها تیر می انداختند. یک جامعه اینقدر می تواند سقوط بکند!!ریزش ها یک واقعیت است. ما تمام استحکاممان به این است که از ریزش خیلی فاصله بگیریم. شجاعانه باید با این موضع برخورد بکنیم. شاید گریه های ما برای حسین انشاالله ما را نجاتمان بدهد.

برچسب‌ها

تاریخ آخرین تغییر
پنجشنبه, اردیبهشت 2, 1400 - 21:08
کد خبر: 7090

https://tavoosebehesht.ir/node/7090

افزودن دیدگاه جدید